بدون عنوان
باران
باران عزیزی میدونی عزیزی...
باران عزیز
باران عزیز....تو همیشه بخند که از خنده تو ، سرشار از انرژی میشوم.....باران.... ما برای همیشه دوستت داریم...و تو "بارانی"....
نویسنده :
احمد عزیزی
23:30
"باران" خندان...
Friday, June 08, 2012
اولین بار در اتوبوس...
این عکس رو دایی محمد موقعی گرفت که برای اولین بار سوار اتوبوس شده بودی.داشتیم میرفتیم مشهد...عزیزم این عکس زیبا ساعت 9 صبح یکشنبه (1391/03/21)... ...
رفتیم برای چک کردن قد و وزن و ...
امروز پنج شنبه 1391/03/25 رفتیم برای چک کردن قد و وزن و... رفتیم مرکز بهداشت سرخس...خانم دکتره تو رو گذاشت رو ترازو و وزنت کرد...گفت خیلی خوبه..بعدش هم قدت رو انداره گرفت و قدت هم عالی بود.خلاصه تو کارت بهداشتت هم همه چیز رو نوشت رو اومدیم خونه...الان هم که گرفتی خوابیدی..(11:24)
چهارماه از تولد باران گذشت...
باران من چهار ماه از تولد تو گذشت و بهترین روزهای عمر من و مامان در این چهار ماه بود...چهار ماه زیبا...چهارماه باطراوت...یک دوره چارماهه جدید در زندگی ما با وجود تو...وجود تو که طراوت را به زندگی ما ارزانی داشت...وجود تو که حلقه زندگی من و مامان رو محکم تر و محکم تر کرد...و چهارماه از پدر شدن من گذشت....چه زیباست پدر بودن...چه زیباست پدر تو بودن....و چه زیباتر است پدر "باران" بودن......(باران عزیز همیشه دوستت داریم و همیشه به تو افتخار خواهیم کرد و تو """بارانی""")...









